تبليغاتX
هیئت منتظران ظهور
ميلاد
زمان دقيق ولادت
با توجه به روايات شيعه و سنّى زمان دقيق ولادت آن نور الهى در پانزدهم شعبان سال 255 هجرى بوده است.
باردار نور
يكى از ويژگى هاى زمان حمل امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ اين بود كه تا زمان ولادت آثارى از حمل در جناب نرجس خاتون (مادر بزرگوارشان) ديده نشد.
جريان تولد حضرت مهدى
«حكيمه» دخت امام جواد(ع) مى گويد:
حضرت عسگرى(ع) مرا به خانه خويش فرا خواند. ايشان فرمود: «عمّه جان! ...در چنين شبى (نيمه شعبان) خداوند، جهان را به نور وجود حجّت خويش، روشن خواهد ساخت.
پرسيدم: «مادر او كيست؟»
فرمود: «نرجس»
گفتم: «من در او هيچ نشان و اثرى از آنچه نويد مى دهيد، نمى بينم.»
فرمود: «حقيقت همان است كه گفتم، آماده باش.»
فجر در فجر
من بعد از نماز افطار كرده، خوابيدم. نيمه شب گذشته بود كه براى نماز شب بپا خاستم. نماز را خواندم. ديدم «نرجس» خواب است و حادثه اى رخ نداده است. به تعقيبات نماز نشستم و بار ديگر خوابيدم و بيدار شدم، اما ديدم او هنوز خواب است. پس از آن بود كه براى نماز شب بپا خاست.
ديگر از تحقق نويد حضرت عسگرى(ع) دچار ترديد مى شدم كه آن حضرت از اطاق خويش مرا مخاطب ساخت و فرمود: «عمّه جان شتاب مَوَرز كه تحقق وعده الهى نزديك است.»
... ديدم «نرجس» نماز را به پايان برده و به خود مى پيچد. از او پرسيدم: «آيا از آنچه در انتظارش بودم، چيزى حس نمى كنى؟»
پاسخ داد: «چرا عمّه جان!...»
گفتم: «خدا يار و نگهدارت باد! خود را مهيّا ساز و بر او اعتماد نما و نگران مباش كه لحظات تحقّق آن وعده مبارك فرا رسيده است.»
مانند يك مددكار آگاه و دلسوز به يارى او كمر همّت بستم. او دست مرا گرفت و فشار داد و از شدّت درد، ناله زد و بر خود پيچيد.»
حضرت عسگرى(ع) از اطاق خويش دستور داد كه برايش سوره مباركه «قدر» را تلاوت كنم.
شگفتا كه ديدم كودكِ ديده به جهان نگشوده، به همراه من به تلاوت قرآن پرداخت و سوره مباركه «قدر» را با من تلاوت كرد.
از شنيدن نواى دل انگيز قرآن او، هراسان شدم كه حضرت عسگرى(ع) مرا ندا داد و فرمود: «عمّه جان! آيا از قدرت الهى شگفت زده شده اى! اوست كه ما را در خردسالى به بيان دانش و حكمت توانا ساخته و به سخن مى آورد و در بزرگسالى ما در روى زمين حجّت خويش قرار مى دهد چه جاى شگفتى است؟!»
«نرجس» از نظرم ناپديد گرديد و گويى حجابى ميان من و او، افكنده شد و ما را از هم جدا ساخت; حيرت و وحشت مرا گرفته بود. پس از مدتى، ديدم پرده اى كه ما را از هم جدا ساخته بود، برطرف شده است. چشمم به آن بانو افتاد و ديدم چهره اش غرق در نور
است به گونه اى كه ديدگانم را خيره ساخت و در همين لحظات كودك گرانمايه اى را ديدم كه در حال سجده است و خداى را ستايش مى كند و بر بازوى راست او اين آيه نوشته شده كه: «جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل كان زهوقاً.»
]حق آمد و باطل رخت بربست همانا باطل رفتنى است.[
وى در سجده پس از شهادت به توحيد و رسالت پيامبر اكرم(ص) و امامت پدران خود، نام آنها را يك يك برشمرد و براى فرج خويش دعا نمود و آيه 18 و 19 سوره آل عمران را تلاوت نمود، پس از آن عطسه كرد و دعا نمود.
فرزندم! بخوان
آن كودك گرانمايه را برگرفتم. ديدم پاك و پاكيزه است. در اين هنگام، حضرت عسگرى(ع) مرا ندا داد كه: «عمّه جان! پسرم را بياور!»
آن حضرت او را روى دست گرفت و زبان مبارك خويش را بر دهان او گذاشت، و فرمود: «پسرم! سخن بگو.»
آن نوزاد مبارك، نام امامان را، يكى پس از ديگرى برشمرد تا به نام پدر بزرگوارش رسيد و آنگاه پس از پناه بردن به خدا از شرّ شيطان، آيه 5 و 6 سوره قصص را تلاوت نمود.
«و ما برآنيم كه پايمال شدگان روى زمين را نعمتى گران ارزانى داريم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم و آنان را در آن سرزمين اقتدار بخشيم...»
پس از تلاوت قرآن، حضرت عسگرى(ع) او را به من داد و فرمود:
او را به مادرش باز گردان تا ديدگانش به ديدار او روشن گردد...
كودك را به مادرش بازگرداندم كه ديگر فجر صادق دميده بود و من از حضرت عسگرى(ع) و مادر آن كودك گرانمايه خداحافظى نمودم و به خانه خويش بازگشتم.
شاهدان ولايت
در جريان ولادت حضرت مهدى(عج) آن بانوى بزرگى كه بر اين ولادت گواهى داده است، دخت امام، خواهر امام و عمه امام يعنى جناب «حكيمه خاتون» است. او زنى مورد اطمينان، پر شرافت، درستكار و اهل عبادت بود.
آگاه نمودن شيعيان از ولادت
روايت زيادى داريم كه برخى از اصحاب ائمه به سامرّا مى آمدند و مسائلى داشتند و از جمله مسائلشان سئوال از امام مهدى(عج) بود و اينكه امام بعد از حضرت عسگرى(ع) چه كسى خواهد بود.
حضرت عسگرى(ع) به افراد معتبر و قابل اعتماد جواب صريح و روشن مى دادند و در مواردى هم بنا بر مصلحت پاسخ كلى داده مى شد.
وليمه عمومى
امام عسگرى(ع) پس از ولادت فرزند گرانمايه اش حضرت مهدى(عج) بر خلاف روال عادى، سيصد گوسفند عقيقه فرمودند كه در اين نمونه از عقيقه رازهايى نهفته بود.
خصوصيات جسمانى نوزاد
حضرت حكيمه خاتون مى گويد: روز هفتم ولادت، به منزل حضرت عسگرى(ع) آمدم پس از امر امام عسگرى(ع)، نوزاد شروع به تكلّم نمود. او شهادت به توحيد و صلوات بر پيامبر و امامان از امير مؤمنان تا پدر بزرگوارش فرستاد. سپس آيه اى از قرآن و پس از آن كتابهاى نازل شده بر انبياء گذشته را يكى پس از ديگرى تا قرآن و سپس قصص انبياء را ذكر فرمود.
بعد از روز چهلم وارد خانه حضرت شدم، ناگهان ديدم مولايم صاحب الزمان در خانه راه مى رود، چهره اى نيكوتر از صورت او نديده بودم و لغت فصيح تر از لغت او نشنيده بودم. وقتى كه امام عسگرى(ع) تعجب مرا مشاهده نمودند، فرمودند: اى عمّه من آيا
نمى دانى كه ما جماعت اوصياء الهى در يك روز به اندازه يك هفته و در يك هفته نشو نماى يك سال از نشو و نماى ديگران داريم!
سيماى مهدى
بر حسب روايات، حضرت صاحب الزمان(عج) شبيه ترين ائمه به رسول خداست. رنگ او گندم گون، داراى پيشانى درخشان و ابروان كشيده بلند و جسم لطيف مى باشد، دندانهاى مباركش سفيد و ميانه آنها باز است و بر گونه راست مبارك او خالى هاشمى درخشانست. موى و ريش مباركش محرابى مايل به رنگ خرمايى سياه و كشيده داراى عمامه عربى است شمشيرش هميشه حمايل دارد.
بارها آن حضرت را در كودكى ديده اند
در كتاب كمال الدين بطور مفصل نام اين افراد كه در كودكى آن حضرت را ديده اند ذكر شده و امام عسگرى(ع) هم بارها فرموده اند پس از من حجت خدا و امام شما اين كودك (مهدى«عج») خواهد بود و امر به اطاعت او نمودند.
مهدى در سايه پدر
از نكات روشن در زندگى حضرت مهدى(عج) اين روايت است كه آن گرامى 5 سال اول زندگى را در كنار پدر گرانمايه اش حضرت عسگرى(ع) سپرى كرد و تا آخرين لحظات حيات پدر غرق در مهر و عنايت پدر بزرگوارش بود. در واپسين لحظات زندگى امام عسگرى(ع) (كه جاسوسان با اطمينان از اثرگذارى سم بر آن حضرت، بيت امامت را ترك كردند) حضرت مهدى(عج) در خانه پدر و در كنار بستر او حاضر گرديد. پدر را در نوشيدن دارو يارى كرد. اين آخرين ديدار حضرت با پدر گرامى خويش بود و بعد از آن امام عسگرى(ع) به جوار قرب الهى شتافت
علت مخفى بودن ولادت
1ـ با سفارشات حضرت عسگرى(ع) به اطرافيان.
2ـ از هنگام تولد حضرت مهدى(عج) به مدت 5 سال، حضرت در خانه امام عسگرى(ع) بگونه اى زندگى كردند كه عموم مردم (به جز خواص) توجهى به او نداشتند.
3ـ علل و اسرار اين مخفى بودن در بحث علت غيبت مفصلا بيان مى شود.
ولادت از ديدگاه اهل سنت
در كتاب «المهدى الموعود المنتظر عند اهل سنّة» نام چهل تن از علماى اهل سنّت كه همگى در كتابهاى خويش به ولادت حضرت مهدى(عج) اعتراف نموده اند، ذكر شده است.
القاب و كنيه ها
حضرت مهدى(عج) القاب و نامهاى متعدّدى دارد كه به مناسبتهاى مختلف، بدان نامها خوانده شده و اين از شئون شخصيتهاى بزرگ است كه بخاطر ابعاد گوناگون شخصيّتشان، نامشان نيز متعدد مى گردد.
القاب آن حضرت:
مهدى، قائم، منتظر، صاحب الامر، خلف الصالح و حجّت است و كنيه آن حضرت ابوالقاسم مى باشد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوستدار عاشقان ,واقعی امام زمان(عج) مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهدی
محمد