تبليغاتX
هیئت منتظران ظهور
 

 

               

 

 

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم ، بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

دنیا که هیچ ، جرعه آبی که خورده ام

از راه حلق تشنهء من مثل سم گذشت

بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن ، حتی قلم گذشت

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

 

 

 

 

 

 

چه جمعه ها كه يك به يك، غروب شد نيامدی

 

چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدی

 

 

خليل آتشين سخن! تبر به دوش بت شكن!

 

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدی

 

 

براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم ، نه!

 

ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدی

 

 

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

 

دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نيامدی

 

 
 

چه انتظار عجيبي ....!

                           تو بين منتظران هم

عزيز من چه غريبي

                          عجيب تر كه چه آسان

نبودنت شده عادت

                          چه كودكانه سپرديم

دل به بازي قسمت

                           چه بيخيال نشستيم ! چه كوششي ، چه وفايي ...؟!

فقط نشسته و گفتيم :

خدا كند كه بياي

 

ظهور

2008/4/27

 

رسول خدا (ص) فرموده :

 

حضرت قائم ما(عج) وقتی ظهور می کند که مردم گرفتار اختلاف ها و سرگردانی شدید شده باشند .

 

وفرمود : ظهور وقتی  است که مردم از همه جا وهمه کس ناامید شده باشند ، فتنه ها همه را گرفته باشد ،

 

سختی ها وبلاها بسیار شود و اهل حق بسیار رنج کشند و بلا بینند و غربال شوند.

 

امیر المومنین (ع) : حضرت مهدی (عج) وقتی ظهور می کنند که مردم درغفلت بسر برند و حق مرده و باطل

 

و ستم حاکم باشد.

 

 

 

 

مناجات

2008/4/21
 

نیایش

آقايم بلاها زياد مطالب پوشيده برملا گرديده وفقط به شما شکايت می کنم .
آقايم جدايی و هجران تو از همه اين سختيها سخت تر است زيرا بلا به همراه تو نعمت واذيت در مقابل ديدگان تو راحت است .
آقايم و از من انتقام بگير ! اگر اين انتقام مرا به تو نزديک می نمايد .فدايت گردم در آن شتاب کن . و در هر حال تو به من از خودم سزاوارتری .زيرا اگر تو نباشی من هم نخواهم بود آقايم آنگاه که درباره رسيدن ووصل شده به شما ولذت ديدار شما می انديشم ودر مورد احوال کسانی که آنها را به پناه خود نزديک نموده به آنان احسان کرده مشرف به ديدار جمالت نموده با تعليم خود آنان را بزرگداشته .

  با نوشانيدن جامهای توحيد بر آنان منت گذاشته وشرافت آمدن در محفل اهل توحيد را به آنان کرامت نمودی تامل می کنم نزديک است قلبم از حسرت شکافته شده و از غيرت دوتکه شود آه آه وای بر قلب کسی که مثل من باشد آقايم خواهان شما با ساير مشتاقين فرق دارد زيرا زيبايی تو قابل مقايسه با زيبايی ساير معشوقها نبوده وبزرگی تو مانند ديگر بزرگيها نمی باشد به اين جهت که شما محبوبی هستی که علت ايجاد خواهان ودوست دار خود بوده واو در هرحال و هر کاری به شما احتياج دارند ولی ديگران چنين نيستند .

 بلکه در عالم محسوسات زيبايی وجود ندارد مگر اينکه مظهر گوشه ای از زيبايی شما وبزرگيی نيست مگر ناشی از يکی از آثار بزرگی شما. زيرا زيبايی شما مظهر زيبايی خداوند زيبا وزيبايی ديگران از مظاهر زيبايی شماست .

 از عالم عارف کامل
آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملکی تبريزی

 
 

خدا کند که بیاید ...

بس جمعه که در فصل تو افسرد

بس خنده ی آینه که پژمرد

پروانه چه بسیار که در پای تو ای شمع

خندید و ندانست که اقبالِ سحر مُرد

------------------------------------------------------------------

عاشقانه ای برای دانلود

 
 

پرسش و پاسخ مهدویت

سؤال :  امام مهدی (عج) از کجا ظهور می کند ؟

پاسخ : وقتی اوضاع جهان مساعد شد و افکار مردم جهان برای پذیرش حکومت حق و عدالت آماده گشت ، نوبت انقلاب مهدی موعود فرا می رسد ، و خداوند به آن حضرت اذن و اجازه ی نهضت می دهد. در این زمان است که امام مهدی (عج) در مکه ظاهر می شود و انقلابی بزرگ ، انقلاب جهانی خود را آغاز می کند.

مولای من ! کی از کعبه ظهور خواهی کرد ؟

چنانکه مفضّل از حضرت امام صادق (ع) پرسید : ای آقای من ، حضرت مهدی (عج) ازکجا و چگونه ظهور می کنند ؟ حضرت فرمودند : ( ای مفضّل! او به تنهایی ظهور می کند و به تنهایی کنار خانه ی کعبه می آید و به تنهایی شب را در آنجا می گذراند. )     (بحارالأنوار ، علامه مجلسی ، ج۵۳، ص۷)

و امام باقر (ع) فرموده است : ( هنگامی که قائم(ع) از "مکه" خروج کند ،منادی او ندا در می دهد که : هلا ، هیچ کس غذا و آشامیدنی بر ندارد ، و او با خود سنگ موسی بن عمران را به همراه می برد ، که آن بار شتری است ، پس در هیچ منزلی فرود نمی آید، مگر اینکه چشمه ها از آن جاری می گردد.)     (غیبت نعمانی ، باب ۱۳ ، ص۳۴۴)

لذا از امور قطعی و مسلّم زمان ظهور حضرت مهدی(عج) ، این است که آن جناب از مکه خروج می کند.

 
 

آقامی دونی گناه من و امثال من اینه که شما رو فراموش می کنیم اما بزرگی و کرامت از شماست که با مایی حتی وقتی باهات نیستیم دستای خالیم و بگیر خودت می دونی خیلی خستم بدنم کوفتست دلم خراب شده کاش بتونم باهات باشم دلم واسه جمکرانتم تنگ شده

آقا منتظر تو بودن چه صفایی داره ....وای به حال کسایی که چشماشون و بستن ..وای

آقا تنهام نذار به خدا بگو کمکم کنه روم سیاس اما پشیمونم

فدای تو بشم آقا زود بیا .......

 

چه عاشقانه ساده .و زیبا گفتی :به من توکل کن و من چه دیر به این باور رسیدم آن زمان که همه رهایم کردند تو بودی که دستم و گرفتی فریاد رسی غیر تو ندیدم من بارها مانند کودکی نو پا زمین خوردم و بلند شدم واموختم که تنها باید به تو تکیه کرد و بس... دیدم و باور کردم تورا خدا یا عاشقم کن عاشقی مخلص که غیر از تو به چیزی نمی اندیشد

                  

 

خدای ا تنهام نذار

 
 

جمعه 4 اسفند 1386

نسخه PDF

براي دريافت نسخه PDF كليك كنيد.

راهنمايي: براي دريافت كليك راست كنيد و گزينه save target as را انتخاب كنيد

 

 

 

 

نشانه های ظهورامام زمان به دودسته ی علايم حتمی وعلايم غير حتمی تقسيم می شود.علايم حتمی طبق روايات عبارتنداز:۱-يمانی  ۲-سفيانی ۳-صحيفه ی آسمانی

۴-قتل نفس زکيه ۵-فرورفتن دربيابان ۶-خسوف درمشرق ۷-نزول عيسی ۸-خسوف درجزيرة العرب ۹-طلوع خورشيدازمغرب ۱۰-دابه

همچنين امام صادق(ع)اضافه کرده است:((ونيزوحشتی درماه رمضان است که خفته رابيدارکندوشخص بيداررابه وحشت انداخته ودوشيزگان پرده نشين راازپشت پرده بيرون می آورد)).

واما علايم غيرحتمی: منظوراين است که حوادثی به طورمطلق وحتم ازنشانه های ظهورنيست بلکه مشروط به شرطی است که اگرآن شرط تحقق يابدمشروط نيز متحقق می شود واگرشرط مفقودشودمشروط نيزتحقق نمی يابد.

امام صادق(ع)۱۰۸موردازعلايم غيرحتمی رابيان کرده اندکه من مهمترين آنها رابرای شما عنوان می کنم.امام صادق به يکی ازياران خودفرمود:

۱-هرگاه ديدی که:حق بميردوطرفدارانش نابودشوند.۲-هرگاه ديدی که:مردان به مردان وزنان به زنان اکتفاکنند.۳-هرگاه ديدی که:افراد(به ظاهر)باايمان سکوت کرده وسخنشان رانمی پذيرند.۴-هرگاه ديدی که:قطع پيوندخويشاوندی شود.۵-هرگاه ديدی که:مداحی دروغين ازاشخاص زيادشود.۶-هرگاه ديدی که:زنان با زنان ازدواج کنند.۷-هرگاه ديدی که:شراب راآشکارامی نوشندوبرای نوشيدن آن کنارآن می نشينند وازخداوند متعال نمی ترسند.۸-هرگاه ديدی که:اهل قرآن ودوستان آنها خوارند.۹-هرگاه ديدی که:حلال حرام شود وحرام حلال شود.۱۰-هرگاه ديدی که:پستهای مهم واليان براساس مزايده باشدنه براساس شايستگی۱۱-هرگاه ديدی که:زن به شوهرخودمسلط شودوکارهايی که موردخوشنودی شوهرنيست انجام داده وبه شوهرش خرجی می دهد.۱۲-هرگاه ديدی که:خرابی بيشترازآبادی شود.۱۳-هر گاه ديدی که:نمازراسبک بشمارند.۱۴-هرگاه ديدی که:مردبه مسجدمی رود(محل نماز)وقتی برمی گرددلباس دربدن ندارد(لباسش رادزديده اند)۱۵-هرگاه ديدی که:مردم مانندحيوانات درانظاريکديگرعمل جنسی به جامی آورندوکسی ازترس مردم ازآن جلوگيری نمی کند.۱۶-هرگاه ديدی که:به وسيله شراب بيمار رامداوا وبرای بهبودی آن راتجويز کنند.۱۷-هرگاه ديدی که:بر روی منبرهاازپرهيزگاری سخن می گويند ولی گويندگان آن پرهيزگار نيستند.۱۸-هرگاه ديدی که:استانداران ازروی طمع خائنان را امير خودقراردهند.۱۹-هرگاه ديدی که:نشانه های برجسته حق ويران شده است و......

ودرآخرمی فرمايند:دراين وقت خودراحفظ کن وازخدابخواه که ازخطرات گناه نجاتت دهد.

درمورد نشانه های غير حتمی می توان گفت تقريبا همه ی آنها به وقوع پيوسته است.

 

 
 

کی شود در ندبه‌های جمعه پيدايت کنم


گوشه‌ای تنها نشينم تا تماشايت کنم


می‌نویسم روی هر گل نام زیبای تو را


تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم


هر سحر با یاد تو، در گریه ام می‌خوانمت


تا به کی از سوز دل ناله ز هجرانت کنم


چشم‌های خسته‌ام بارد ز هجرانت عزیز


آنقدر بارم ز ديده تا که پيدايت کنم


هر دم از نو می شمارم عقده‌های خویش را


تا به کی از پشت در آهسته نجوايت کنم


بيقرارم مهديا از بهر ديدار رخت


تا به کی از مادرت زهرا (س) تمنايت کنم

 

 

 

 
 

 

مي ترسم از ان لحظه كه عمرم به سر آيد


مهتاب رخت بعد غروبم به در آيد


مي ترسم از آن دم كه بياي و نباشم


جان از بدنم رفته و عمرم به سر آيد


مي خوانمت اي يار ز صبح ازلي


آه از دل خونم زغم هجر برآيد


در راه تو من منتظرم تا كه بياي


از گل وصل رخت بهره دلم كي ثمر آيد


بر دامن تو رشته دل را چو ببستم


كي مهر رخت از پس پرده به در آيد


جز هجر تو اندر دل من هيچ غمي نيست


كي مي شود از سينه غم هجر برآيد


هر سو نگرم از تو و از وصل بگويند


كي مي شود ين فصل فراق تو سرآيد


از باغ غمت لاله چو بسيار بچيديم


كي مي شود اندر دل ما لاله وصل تو برآيد

 

حرم

2008/1/3
 

سلام به تمام عاشقان و منتظران ظهور و همه کسانی که فکر میکنند کسی روزی خواهد آمد

و عدل و عدالت را در این کره خاکی بر پا میکند ....

 

 این عکس ها رو چند روز پیش خودم از حرم امام رضا (ع) گرفتم

 

 

 
 

 

 

بهترين هدیه به آقا امام زمان عج الله ترک کردن یک گناه است پس همه با هم یک هدیه به آقا بدیم

 

یا علی

2007/12/29
 

    

 

بی گمان زیباست آزادی

اما من

چون قناری اسیر قفس عشق به مولا علی را دوست دارم

 

 

 

 

 

روز محــشـــر وقـت پــرسیـــدن زمـن رب جلی

                                                     گفت تــو غـرق گنــاهی؟ گفـتـمـش یــارب بلی

گفت پس چرا آتش نمی گیرد چرا جسم و تنت؟

                                                    گفـتمش چون حک نـمــودم روی قلبـم یا علی

 

 

یا علی

2007/12/29

 

مولا، با ترنم نوای مهربانشان سروده شده؛

یادت می آید که در ه

این روزها همه جا سخن از علی است،

و نام مولایمان امیرالمومنین، حیدر کرار، علی بن ابی طالب(علیه السلام)

را بر در و دیوار و در نوشته ها و گفتار، بسیار می بینی.

آری نامی آشنا، که از هر نامی با آن آشناتری؛

نامی که همیشه بر لبان پدران دوستدار علی جاری،

و در لالایی های مادران عاشق مان روزهای خردسالی و نوپایی،

 

هر گاه بر زمین می خوردیم،

پدران و مادران ـ با هزاران شور و عشقی که به آموختن این نام داشتند ـ

به کودکانشان می گفتند:

یا علی ؛ بگو یا علی و بلند شو! ؛ یا علی مدد

و ما چنین برخاستیم و بلند شدیم و با یاد و عشق علی زیستیم

و برهمگان بالیدیم که:

"مولایمان علی است"

و هنوز هم ...

***

... و اکنون غدیر می آید؛

غدیر مولا علی، عید غدیر، عید جاوید و عید بزرگ؛

روزی نو که دین را نوین می کند و خانه تکانی دل ها از نفاق؛

عید بزرگترین مسلمان و بزرگترین عید مسلمانان!

و من و تو که مسلمانیم و دوستدار علی!!

آیا آن چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:

"روز غدیر افضل اعیاد امت من است"

 

 

معرفی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) در صحرای غدیر

یکی از موضوعات مهمی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

در روز غدیر، ضمن خطبه شریف غدیر بیان فرمودند؛

مسئله مهدویت و معرفی آخرین وارث غدیر، حضرت مهدی ـ اوراحنا فداه ـ می باشد ،

که این مطلب در دو جای خطبه شریف غدیر ذکر شده است.

مضامین عالی و با عظمتی که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در خطبه غدیر  درباره امام عصر ـ اوراحنا فداه ـ بیان فرموده اند، نشانگر مقام والای آن حضرت و بیانگر ویژگی و اهمیت این موضوع مهم است،

که غدیریان و پیروان آن بزرگوار باید توجه ویژه ای به ان داشته باشند.

آن حضرت پیرامون امام مهدی ـ اوراحنا فداه ـ فرمودند:

... الا انه خاتم الائمة منا القائم المهدی...

 ... بدانید که آخرین امامان از ما مهدی قائم است؛

بدانید که اوست غلبه شونده بر ادیان؛

بدانید که اوست یاری کننده دین خدا؛

بدانید که اوست انتقام گیرنده از گروه ظالمان،

بدانید که اوست انتخاب شده و برگزیده شده؛

بدانید که اوست راهنما و هادی استوار و محکم؛

بدانید که اوست آگاه کننده مردم به سوی ایمان؛

بدانید که اوست کسی که امور به او واگذار شده؛

بدانید که اوست فتح کننده قلعه ها و نابودکننده آن ها؛

بدانید که اوست منتقم خون به ناحق ریخته اولیای خدا؛

بدانید که اوست کسی که پیشینیان به او بشارت داده اند؛

بدانید که اوست کسی که هیچ چیز بر او غالب و چیره نشود؛

بدانید که اوست حجت باقی خداوند و  بعد از او حجتی نیست؛

بدانید که اوست خبر دهنده از جانب پروردگار صاحب عزت و جلال؛

بدانید که اوست غلبه کننده بر طایفه های مشرکان و هدایت کننده آنان؛

بدانید که اوست ولی خدا در زمین و حاکم او در بین آفریدگانش و امین او در سر و نهانش...

(احتجاج طبرسی، ج1، ص64؛ بحارالانوار، ج37، ص214؛ روضةالواعظین، ج1؛ ص97؛ الیقین، ص357 )

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

 
 

 

 
 

 

 
 

 

سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم

در بزم وصال تو نگويم زكم و بيش
چون آينه خو كرده به حيراني خويشم

لب باز نكردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم

يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمريست پشيمان زپشيماني خويشم

از شوق شكرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جاني خويشم

بشكسته‌تر ازخويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

هر چند امين، بسته دنيا نيم اما
دلبسته ياران خراساني خويشم

 

 

 


سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم

در بزم وصال تو نگويم زكم و بيش
چون آينه خو كرده به حيراني خويشم

لب باز نكردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم

يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمريست پشيمان زپشيماني خويشم

از شوق شكرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جاني خويشم

بشكسته‌تر ازخويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

هر چند امين، بسته دنيا نيم اما
دلبسته ياران خراساني خويشم

 
 

 

شهادت جانسوز مولای متقیان بر شما هموطنان و عموم شیعیان جهان تسلیت باد.

 

 

درد تنهايي

اين ناشناس مرهم غم ناله هاي كيست

اي شب!تو را به حرمت اين آشنا بايست

آهي كشيد و چاه سراسر سوال شد

شايد گناه ماست كه او يار بهتريست

شب هاي كوفه دورسرم چرخ ميخورند

وقتي كه گفته اند علي درخفا گريست

مردان جهل كوفه! خلافت حلالتان

زهر برهنه ي ،خنجرتان،انتقام چيست؟

تنهايي اش به درك من و تو نمي رسد

چون هيچ كس شبيه به مولايمان نزيست....

 

 

شب قدر*شب توبه

 

 

 

 

شب قدر، بال گشودن فرشتگان و عرشيان ،روي زمين ديدني است.ستارگان با نور افشاني زيباشان اشك هاي

سوز و توبه بندگان گنه كار را در اوج نگاه هاي شان و در آسمان عشق منعكس مي كنند آري دست هاي نياز سوي ، خداوند بلند شده است تا از عطر رحمت او سرشار شوند . اطرافم را مينگرم .همه جا پر شده از بوي رحمت و مهرباني وعشق خداوندي . همه جا لبريز ناله سوزناك عاشقان الهي است .نواهاي عاشقانه با آواي عطشناك ، تشنگي روح هاي سرگردان در كوير دنيا را سرمي د هند و با ناله هاي .*بك يا الله*. عاشقي و نياز را به اوج مي رسانند .امشب مهتاب مثل هميشه نيست، او نيز نوراني تر شده تا با تابش رحمت الهي بر دلهاي تاريك و سياه.

 

 

 

پروردگارا !در اين شب چشم به آسمان دوخته ام سر برآستان كبرياي تو.

بار الها !كتسبيح گوي توام چشم درچشم افق دوخته ام و در مدار نگاهم نظاره گر كهكشان مهرباني تو ام .يا نور ! هيچ ياريگري نيست جز مهرباني تو پس دستم بگير هيچ تكيه گاهي نيت جز پناه گاه رحمت تو . مرا نزد خويش بپزير .بايد وجودم را در آينه خوبي ها منعكس کنم .بايد در اين شب خود را پيدا كنم كه سالهاست گم كرده ام بايد در اين جاده نهايي گام بردارم عاشقانه ناله ي* بك يا الله *سر دهم و بند بند 

*يا غياث المستغيثين* را بر لوح دلم حك كنم .

 

آمده ام اي خوبترين ! اي بهترين ! اي مهربانترين  تا در ميهماني بندگانت مرا نيز بپزيري  و بخشش گناهان را بدرقه راهم كني .

 

آمده ام تا به چهارده نور پاك قسّمت دهم  و والا ترين كتاب را برسرم گيرم و بالا تر روم .مرا به خويش وامگزار كه و در اين شب با بهترين دوستانت هم نشين  كن و از خويش مران كه بي تو حيرانم و سرگردان .

 

 
 

با سلام

 

شرمنده یه مدتی بود که نبودم

 

نمیدونم شاید ما دیگه لیاقتشو  نداشتیم

 

خلاصه بعد از مدتها باز دوباره قسمت شد یک پست داشته باشم

 

به امید اینکه بتوانیم دل آقا امام زمان را شاد کنیم

 

امام صادق (ع) می فرماید :

سه چشم درروز قیامت هرگز بسته نخواهد شد و همیشه باز است :

1 - چشمی که به گناه نگاه نکند

2 - چشمی که در تاریکی شب برای خدا بگرید

3 - چشمی که در نیمه شب برای رضای خدا باز بماند

 

 رمضان ماه انسان سازی است التماس دعا

 
 

بسم الرب المهدی

 

سلام خدمت تمامی منتظران ظهور

 

ببخشید که چند هفته ای بود که نتونستم آپ کنم .

 

برنامه این هفته :

 

ختم ۱۴۰۰۰ هزار صلوات حضرت زهرا (س) 

 

 

این هفته را اختصاص دهیم به طلب بخشش و مغفرت از درگاه ایزد مننان

 

 

ظهور

 

 
 

بسم الرب المهدی

 

 

 

 

 

 

 

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله :آنکه بمیرد و حال آنکه امام زمان خویش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است( گویی از اسلام بهره ای نبرده است)


گل نرگس بهار من تو هستی

گل من گلعذار من تو هستی

بجز عشق تو اندر سینه ام نیست

همه دار و ندار من تو هستی

 

 

 

 

 

 

برنامه هفتگی :

 

این هفته شرکت در دعای کمیل و دعای ندبه

 

احترام به پدر و مادر

 

ذکر هفته :

 

روزی صد مرتبه صلوات به نیت سلامتی و ظهور آقا امام زمان (عج)

 

 

 

 

بسم الرب المهدی

 

 

 

 

 

 

 

يا زهرا(س)

 

 

فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا (س) را به محضر آقا ولی عصر (عج)

 

 

و همه شیعیان جهان تسلیت عرض مینماییم

 

 

 

برنامه هفتگی :

 

 

 

زیارت حضرت فاطمه ( سلام الله علیها )

 

 

 

خواندن زیارت عاشورا در این هفته

 

 

 

 

ذکر هفته :

 

 

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجّل فرجهم

 

 

 

 

 

و لعن بر دشمنان پیامبر و اهل بیت

 

 

 

 

 

حضرت على عليه السلام مى فرمايد:
در محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم ، فرمود:
به من بگوييد بهترين و پسنديده ترين چيز براى يك زن مسلمان چيست ؟
ما همگى از پاسخ عاجز مانديم .
سپس از خدمت حضرت بيرون آمديم و من به خانه برگشتم ، قضيه را به فاطمه اطلاع دادم .
زهراى مرضيه اظهار داشت :
بهترين چيز براى يك زن مسلمان آن است كه مردهاى نامحرم را نبيند و مردهاى اجنبى هم او را نبينند.
آنگاه خدمت پيامبر اسلام برگشتم و پاسخ فاطمه را به حضرت رساندم . پيغمبر صلى الله عليه و آله از شنيدن جواب به قدرى خوشحال شد كه فرمود: ان فاطمه بضعه منى
حقا فاطمه پاره تن من و جزء وجود من است

 

فاطمه در همه‌ي ابعاد گوناگون « زن بودن » نمونه شده بود.

مظهر يك «دختر »، در برابر پدرش.

مظهر يك « همسر » در برابر شويش.

مظهر يك « مادر » در برابر فرزندانش.

مظهر يك « زن مبارز و مسؤول » در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش.

وي خود يك  « امام » است، يك “اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه مي‌خواهد  « شدن خويش » را خود انتخاب كند.

... نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.

در ميان همه جلوه‌هاي خيره كننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظيم علي است.

او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي‌نگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش.

اين است كه علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را.

نمي‌دانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟

خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه ‌ي بزرگ است. ديدم فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است. ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است. ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است. ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

                                         «فاطمه، فاطمه است»

 

 

 

 

 

 

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء

 

 

الي صراط مستقيم  . 

 

 

 

 

 

كاش مدينه در و ديوار نداشت !

 

 

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج( يا علي (عليه السلام(

 

 

 

پخش تصاویر زنده از کربلا :

 

 

 

بریم به سوی کربلا


 

 

2007/5/18
 

                                           بسم الرب المهدی

 

 

السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)

ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.

 

 

 

 

                                           برنامه هفتگی :

 

                          زیارت حضرت زینب ( سلام الله علیها )

 

تمیز نگه داشتن لباس ( یکی از کارهایی است که به فرمایش پیامبر « ص »

از عذاب قبر میکاهد )

سجده شکر به درگاه خداوند بعد از هر نماز

 

انجام حداقل 

یکی از اعمال روز جمعه

 

                                                    ذکر هفته :

                                    

                         هر ذکری که دوست دارید هدیه به حضرت زینب ( س)

 

 

 

بسم الرب المهدی

 

 

 

 

 

 

 

 

برنامه هفتگی :

 

 

 

دعای کمیل ( با توجه به معنی )

 

 

 

هر روز دو رکعت نماز برای والدین

 

 

 

 

دائم الوضو بودن و نخوابیدن بین طلوعین

 

 

 

مسواک زدن قبل از وضو گرفتن برای نماز

 

 

ذکر هفته :

 

 

روزی صد صلوات برای تعجیل در ظهور

 

 

 

 

بسم الرب المهدی

 

 

 

 

 

 

 

 

برنامه هفتگی :

 

 

 

دعای کمیل ( با توجه به معنی )

 

 

 

هر روز دو رکعت نماز برای والدین

 

 

 

 

دائم الوضو بودن و نخوابیدن بین طلوعین

 

 

 

مسواک زدن قبل از وضو گرفتن برای نماز

 

 

ذکر هفته :

 

 

روزی صد صلوات برای تعجیل در ظهور

 

 

 
 

بسم الرب المهدی

 

 

شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها كريمه اهل بيت علیهم السلام را به پیشگاه امام زمان (عج )

و شیعیان آن امام تسلیت عرض مینماییم

 

برنامه این هفته :

 

خواندن زیارت حضرت معصومه ( س )

 

زیارت آل یاسین هر روز غروب

 

دائم الوضو بودن در طول روز و نخوابیدن بعد از نماز صبح ( بین طلوعین )

 

 

ذکر هفته :

 

یا فاطمه یا حسین

 

 

   
.

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات

 

 درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام ?سعد بن سعد? به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: ?اي سعد! از ما در نزد شما قبري است?. سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: ?آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.?

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: ?هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد?. و در حديث ديگري آمده است: ?زيارت او، هم سنگ بهشت است?.

 

 

 

زندگینامه حضرت فاطمه معصومه

 

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

برنامه هفتگی :

 

 

اعمال ماه مبارک ربیع الثانی

 

 

دعایی فاخر و عظیم در اول این ماه وجود دارد و دهم ربیع الثانی روز میلاد حجت الهی امام حسن عسکری‏علیه السلام است; روزی که برکات و انوار الهی بر همگان سرازیر شد. مراسم شکر و شادی برای میلاد آن حضرت و تبریک به همدیگر از اعمال این روز است; و برپایی جشن و سرور و طلب لطف و رحمت از فرزند آن امام، حضرت مهدی‏علیه السلام عملی پسندیده است. آنچه باید در توسلات به خاطر داشته باشیم این است که توسل به امام یازدهم‏علیه السلام در امور آخرت و استغاثه به حضرت ولی عصرعلیه السلام در تمامی حوایج وارد شده است.

 

 

این هفته سعی کنید در دعای پرفیض ( کمیل ) شرکت کنید .

 

 

 

 

 

ذکر هفته :

 

 

هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از «ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست
و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون «مراقبه
دائمیه»، صورت نمی‌گیرد.

 

 

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

 

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

(بحار الانوار، ج78، ص377)

 

 

بسم الرب المهدی

 

 

برنامه این هفته :

 

 

از کتاب شریف مفاتیح الجنان:

 

 

چهار رکعت زیارت حضرت رسول ( ص ) و ائمه هدی ( ع )

 

 

 در روزهای جمعه از دور

 

 

صلوات بر ولی الامر المنتظر

 

 

 

 

ذکر هفته :

 

 

الحمد لله الرب العالمین

 

 

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه

  

 

 

 
 

بسم الرب لمهدی

 

 

 

 

 

 

با سلام خدمت همه بچه های منتظر

 

 

این هفته نیز مطابق هفته های قبل برنامه ای هر چند کوچک برای تعجیل در

فرج آماده کرده ایم .

 

برنامه این هفته :

 

روزی ۱۰۰ مرتبه ذکر (( ¤¤¤ الحمد لله الرب العالمین ¤¤¤))

 

عهد با امام زمان :

 

این هفته به خاطر اینکه دل آقامون امام زمان از ما راضی و خشنود باشد

سعی کنیم غیبت و دروغ را کنار بگذاریم.

 

یا حق

 

التماس دعا

 

 

بسم الرب المهدی

فرا رسیدن سال ۱۳۸۶ را به همه عاشقان اهل بیت تبریک میگوییم

امیدواریم در سال جدید توفیق هر چه بیشتر در رابطه با شناخت امام عصر

حضرت مهدی ( عج ) نصیب ما گردد.

 

التماس دعا

 
 

بسم الرب المهدی

 

وفات پیامبر اسلام حضرت محمد ( ص  ) را به پیشگاه مقدس امام زمان و همه مسلمانان و دوستداران

اهل بیت تسلیت عرض میکنیم .

 

آغاز و شدت بيمارى آن حضرت
    
    پيامبر اسلام(ص) پس از بازگشت از حجة الوداع، چند ماهى نگذشته بود كه احساس بيمارى نمود و درد و ناراحتى وى با سردردى سخت آغاز شد.
    وقتى درد آن حضرت شدت يافت، از همسرانش درخواست كرد به جاى اين كه طبق عادت خود به خانه‏هاى زنانش رفت و آمد كند، در خانه عايشه تحت درمان قرار گيرد. همسران آن حضرت به خواسته وى پاسخ مثبت دادند و شدت بيمارى حضرت افزون شد و بالطبع درد آن حضرت هم افزايش يافت. عبدالله بن مسعود مى‏گويد: بر پيامبر كه بيمار بود وارد شدم و دست بر بدن مباركش نهادم و عرض كردم: اى رسول خدا(ص) بيمارى شما شدت يافته است حضرت فرمود: آرى، من دو برابر شما احساس درد و ناراحتى مى‏كنم. وى گفت: بنابراين شما دو پاداش داريد. حضرت فرمود: آرى، به خدايى كه جانم در دست اوست هر مسلمانى كه در اثر بيمارى يا غير آن بدو آسيبى برسد، خداوند به واسطه آن، گناهان وى را مى‏ريزد، همان گونه كه درخت برگ‏هاى خويش را به زمين مى‏ريزد، هر اندازه بيمارى حضرت شدت مى‏يافت، سعى مى‏كرد ناراحتى درد را نزد عايشه ابراز نكند، عايشه مى‏گفت: من بعد از سختى‏اى كه پيامبر قبل از رحلت كشيد، پيوسته به سختى جان كندن مؤمن حسرت مى‏خوردم.


    
    سخن او با مسلمانان
    
    حرارت بدن مطهر پيامبر در اثر بيمارى بالا رفت، وى درخواست كرد آب زيادى بر بدن او بريزند تا خنك شود ... و بدان‏ها فرمود: «هفت مشك آب از چاه‏هاى گوناگون بر بدنم بريزيد». عايشه گفت: ما آن حضرت را در تشتِ شستشويى كه ويژه همسرش حفصه بود قرارداده و سپس بر بدنش آب ريختيم تا اين‏كه خود فرمود: كافى است، كافى است. زمانى كه بدنش شستشو شد، احساس راحتى كرد و در حالى كه سر خود را بسته بود روانه مسجد شد و با مردم نماز به جا آورد و بعد از آن با آنها سخن گفت و براى شهداى اُحد طلب آمرزش و دعا كرد و سپس ياران خود را سفارش كرد و فرمود: اى مهاجرين، تعداد شما روز به روز افزون گشته، ولى انصار به همان تعدادى كه امروز هستند باقى بوده و اضافه نشده‏اند. انصار ياران و اصحاب سرّ و رازدار من بوده‏اند كه به آنان پناه آوردم. شما نيز به بزرگان آنان احترام قائل شده و به نيكوكارانشان نيكى كنيد و سپس فرمود: «خداوند بنده‏اى از بندگان خود را بين دنيا و آنچه نزد اوست، مخيّر گذاشت، وى آنچه را نزد خدا بود برگزيد...».
    
    رسول خدا(ص) بيم آن داشت كه مبادا امتش شرك به خدا را با پرستش الهى به هم آميزند و دل‏هاى آنان به جاى اين‏كه ارتباط با خدا داشته باشد متوجه قبر(1) و ضريح او گردد، لذا مسلمانان را مخاطب ساخت و فرمود: كسانى قبل از شما بودند كه قبور پيامبران و صالحان خويش را محل عبادت تلقى مى‏كردند، شما اين قبور را جايگاه عبادت قرار ندهيد؛ زيرا من شما را از اين كار نهى مى‏كنم.
    
    
    نماز ابوبكر(2)
    
    وقتى كه رسول اكرم(ص) از خواندن نماز هم ناتوان گرديد، فرمود: به ابوبكر بگوييد با مردم نماز بگزارد. عايشه گفت: اى رسول خدا(ص) ابوبكر مردى رقيق القلب است و صدايى خفيف دارد و هرگاه قرآن مى‏خواند زياد گريه مى‏كند. حضرت فرمود: او را در جريان قرار دهيد، بايد با مردم نماز بگزارد. عايشه گفت: من سخنم را تكرار كردم. حضرت فرمود: شما زن‏ها رقيق القلب هستيد. به او بگوييد تا با مردم نماز بگزارد. عايشه گفت: به خدا سوگند من چنين چيزى نمى‏گويم و من دوست دارم اين مسؤوليت از ابوبكر برداشته شود و مى‏دانم مردم دوست ندارند هرگز كسى جاى پيامبر بايستد و چنين كسى را در هر رخدادى به فال بد مى‏گيرند و من دوست دارم اين مسؤوليت از ابوبكر برداشته شود.
    
    پس از آن پيامبر خدا كه در خود اندك قدرتى براى بيرون رفتن و اقامه نماز احساس كرد، با پاى خود تا مسجد رفت و ابوبكر با مردم نماز مى‏گزارد، ابوبكر خواست كنار رود كه پيامبر بدو اشاره كرد تا جاى خود باقى بماند، و سپس حضرت آمد تا اين‏كه كنار او نشست. پيامبر نماز مى‏گزارد و ابوبكر نيز با مردم نماز مى‏خواند.
    
    
    آخرين سفارش
    
    زمان جدايى رسول خدا(ص) كه نزديك شد، ياران خويش را در خانه عايشه گرد آورد و بدانان سخت نگريست و اشك از چشمانش جارى شد و فرمود: «مرحباً بكم، حياكم الله، رحمكم الله، آواكم الله، حفظكم الله، رفعكم الله، وفّقكم الله، سلّمكم الله، قبّلكم الله». شما را به تقواى الهى سفارش مى‏كنم و توصيه مى‏كنم خدا را در نظر داشته باشيد. بر بندگان خدا برترى جويى نكنيد و در زمين خدا خود را بالاتر از ديگران ندانيد؛ زيرا خداوند به من و شما فرمود: «تِلْكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِى الأَرْضِ وَلافَساداً وَالعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ».
    
    و سپس دستور داد مراسم تكفين و تدفين وى را چگونه انجام دهند و در مصيبت آن حضرت صدا را بلند نكنند. از جابر نقل شده كه گفت: از رسول خدا(ص) شنيده است كه قبل از رحلتش مى‏فرمود: «نسبت به خداوند حسن ظن داشته باشيد». پيامبر اسلام(ص) بيم آن داشت كه مبادا امتش از تمايلاتى كه به ترك نماز منتهى مى‏شود، پيروى كنند و كبر و غرور بر آنان چيره گردد، از اين رو بدانان سفارش فرمود نماز را به‏پاى دارند و به زيردستان و بردگان و خدمتكاران خويش، مهربانى كنند. اَنَس مى‏گويد: آن‏گاه‏كه حضرت در آستانه رحلت قرارگرفت، غالب سفارشات آن بزرگوار، اقامه نماز و نيكى به زير دستان بود.
    
    
    آخرين لحظات
    
    مسلمانان براى امتثال دستور پيامبر(ص) نماز را تا روز دوشنبه - روز وفات حضرت - با ابوبكر به جا آوردند. رسول خدا(ص) پرده حجره خود را كه مشرف به مسجد بود كنار زد و در حالى كه مسلمانان را در حال نماز مشاهده مى‏كرد لبخندى زد. مسلمانان پيامبر را مشاهده كردند و به اندازه‏اى شادمان شدند كه خواستند از شادى نماز را رها كنند و ابوبكر خواست به صفى كه پشت سر او بود برگردد و جا را براى پيامبر باز نمايد، تا با مردم نماز بگزارد، پيامبر(ص) اشاره كرد تا نماز خويش را ادامه دهند، و پرده حجره را كشيده و به بستر خويش رفت و اين آخرين ديدار آن حضرت، با مسلمانان بود.
    
    وقتى حضرت در آستانه رحلت قرار گرفت با دست خويش آب به صورت مبارك خود مى‏ريخت و مى‏فرمود: چه اندوهى! فاطمه‏3 عرض مى‏كرد: اى پدر بزرگوار، اندوه تو چه اندازه بزرگ است. پيامبر خدا(ص) مى‏فرمود: پدرت بعد از امروز اندوهى نخواهد داشت. آن حضرت وقتى شدت نگرانى فاطمه‏3 را ديد او را نزديك خود خواند و به او رازى گفت و وى گريست. بار ديگر رازى به او گفت كه خنديد. وقتى رسول خدا(ص) به ملكوت اعلى پيوست، عايشه علت آن را از فاطمه‏3 جويا شد. وى فرمود: زمانى كه گريستم پدرم خبر رحلت خويش را به من داد و آن‏گاه كه خنده كردم به من اطلاع داد كه نخستين فردى هستم كه به او مى‏پيوندم.
    
    عايشه، آخرين لحظات عمر حضرت را اين گونه توصيف مى‏كند(3): نزد پيامبر ظرفى از آب قرار داشت، حضرت دست خود را وارد آب نمود و به صورت خويش ماليد و سپس مى‏فرمود: «في الرفيق الأعلى، في الرفيق الأعلى» تا اين كه روح بلندش به نزد معبود شتافت.
    
    رحلت آن حضرت در روز دوشنبه دوازدهم ربيع‏الاول(4) اتفاق افتاد و هنگام رحلت 63بهار از عمر شريف آن حضرت مى‏گذشت.
    
    كسى كه سخنان حضرت محمد(ص) را قبل از رحلت و در آخرين لحظات زندگى او بشنود، بى‏ترديد يقين حاصل خواهد كرد كه وى فرستاده بر حقّ الهى است. آخرين سفارشات آن حضرت به مسلمانان سفارش به نماز و تقواى الهى و پرهيز از فساد و تباهى بود و آن‏گاه كه مسلمانان را در حال نماز مشاهده نمود، شيرين‏ترين منظره‏اى بود كه وى را شادمان ساخت، در حالى كه مى‏دانست زمان رحلت او فرارسيده است.
    
    اگر بر فرض احتمال دهيم آن حضرت پيامبر نبودند [نعوذ بالله‏] و مانند ساير مردم به شمار مى‏آمدند، در آن لحظات آخر كه انسان احساس مى‏كند مرگش نزديك شده، تمام همّ و غم او انديشيدن به خانواده و نزديكان و كارهاى مهم خويش و امور مورد علاقه خود است و مشاهده شده كسانى كه مردم فريبى كرده‏اند، در آن لحظات آخر، به جرم و گناه خود اقرار و اعتراف مى‏كنند و خود را از گمراه‏گرى‏ها تبرئه مى‏كنند، ولى آنچه در اين لحظات مردم از پيامبر(ص) ديدند بر عكس چيزى بود كه مردم از آن دروغگويان حقه‏باز سراغ داشتند. محبوب او خدا و هدفش خدا بود، همان رفيق اعلى كه در واپسين لحظات زندگى‏اش نام او را بر لب جارى مى‏كرد.
    
    رسول اكرم كه از دنيا رحلت فرمود، كتاب خدا و سنت(5) خويش را براى مسلمانان به‏وديعه گذاشت كه اگر از آن دو پيروى كنند هرگز به گمراهى نيفتند و اصحاب گرامى خود را ميان مردم گذاشت تا دستورات اسلام را تشريح نمايند ودامنه اسلام را گسترش دهند و مشعل هدايت الهى را در جهان پديدار سازند، از خداوند مسألت داريم كه بهترين پاداش را به نبى اكرم عطا فرمايد و ما را در عمل به دستورات وى موفق گرداند تا به سعادت دنيا وآخرت دست يابيم.
    
    1- به نظر مى‏رسد هدف از طرح سفارشى كه به نام پيامبر درج و در آن به عدم توجه به زيارت قبر و ضريح اشاره شده از باب، «اياك اعني و اسمعي ياجاره» باشد كه تلويحاً به زيارت قبور و ضريح پيشوايان مذهب توسط شيعه عنوان شده است. «ج».
    
    2- نويسنده، نمازخواندن ابوبكر با مردم را به دستور پيامبر با تب و تاب فراوان نقل كرده كه در جاى خود بتواند به عنوان امتيازى بزرگ مسأله جانشينى را مطرح كند چنان‏كه اهل سنت براين اعتقادند. اما واقعيت تاريخى غير از اين است. عايشه مى‏گويد: پيامبر به من فرمود به پدرت بگو با مردم نماز بخواند، ولى من به‏خاطر كهولت سن و صداى باريك و ضعف پدرم... راضى نمى‏شدم نمازبخواند. سرانجام او را راضى كردم و براى نماز به مسجد رفت. ملاحظه كنيد كه راوى حديث تنها عايشه است، آن هم براى گرفتن و يا ثبت امتيازى براى پدرش. امّا اين ماجرا از مسلّمات تاريخ است كه به مجرّد اين‏كه پيامبر متوجّه شد ابوبكر قصد دارد با مردم نماز بخواند با تن تبدار با كمك على(ع) و ابن عباس از جا برخاست و در حالى‏كه بازوان مباركش در دست على و فضل بن عباس بود و از شدت تب پاهاى مقدسش به زمين كشيده مى‏شد به مسجد آمد و ابوبكر را كنار زد و خود با آن حال با مردم نماز گزارد و سپس با تكيه بر على(ع) و فضل، به ايراد خطبه پرداخت و نسبت به سپاه اُسامه سفارش كرد. از اين مطلب به خوبى روشن است كه حديث فوق (نماز خواندن ابوبكر) جعلى و ساختگى است. بر فرض ثبوت نماز خواندنِ ابوبكر، اين مسأله نمى تواند براى او امتيازى خاص تلقى شود چرا كه، رسول خدا(ص) در طول حيات شريف خود گاه و بيگاه كه از مدينه به قصد كارى و يا جنگ و غزوه‏اى خارج مى‏شدند، تعداد 72 تن از صحابه خود را براى نمازگزاردن گماشته‏اند و اگر قرار باشد هر كس فرضاً به دستور پيامبر هم با مردم نماز جماعت خوانده باشد، داعيه رهبرى و جانشينى داشته باشد، بايد همه اين افراد چنين ادعايى داشته باشند، نه تنها ابوبكر. حال آن‏كه براى كسى غير از ايشان چنين ادعايى نشده است. در اين زمينه مى‏توان به: صحيح مسلم، ج‏2، ص‏338. صواعق ابن حجر، ص‏81 به نقل از احمد بن حنبل و نسايى و ترمذى . كامل ابن اثير، ج‏2، ص‏122 مراجعه نمود. «ج»
    
    3- ابن سعد مى نويسد: پيامبر(ص) در آخرين لحظات زندگى، چشمان مبارك خود را گشود و فرمود: برادرم را صدا بزنيد. همه فهميدند كه جز على كس ديگرى نيست. على(ع) را صدا زدند. در كنار بستر حضرت نشست، احساس كرد پيامبر مى‏خواهد از بستر برخيزد، لذا او را از بستر بلند كرد و به سينه خود تكيه داد. و نيز مى‏افزايد: شخصى از ابن عباس پرسيد: پيامبر در آغوش چه كسى دنيا را وداع گفت. وى گفت: پيامبر در حالى كه سرش در آغوش على(ع) بود روحش به جنان پرواز كرد. همان شخص اضافه كرد: عايشه مدعى است كه هنگام رحلت پيامبر، سر حضرت بر سينه او بوده است، ابن عباس گفته عايشه را تكذيب كرد و گفت: پيامبر در آغوش على(ع) جان داد و على و برادرم فضل پيكر پاك آن حضرت را غسل دادند. طبقات ابن سعد، ج‏2،ص‏254 و263.
    
    روزى كعب الأحبار از عمر خليفه دوم پرسيد: آخرين سخنان پيامبر در حالت احتضار چه بود؟ وى به اميرالمؤمنين(ع) اشاره كرد و گفت: از او بپرس. حضرت در پاسخ فرمود: پيامبر در حالى‏كه سر مباركش روى شانه من بود مى‏فرمود: الصلاة الصلاة. كعب گفت: پيامبران گذشته نيز بر همين روش بوده‏اند.
    
    افزون بر اين خود اميرالمؤمنين(ع) در يكى از خطبه‏هاى نهج‏البلاغه به اين مطلب تصريح مى‏كند: «ولقد قُبض رسول الله و ان رأسه لعلى‏ صدري... و لقد وليتُ غسله و الملائكة اعواني؛ رسول خدا در حالى‏كه سرش بر سينه من قرار داشت، قبض روح شد و در حالى‏كه فرشتگان مرا يارى مى‏كردند پيكر پاكش را غسل دادم».
    
    در خصوص ماجراى جان دادن رسول گرامى اسلام در آغوش اميرالمؤمنين على(ع) مى‏توان به كتبى از قبيل مستدرك حاكم، ج‏3، ص‏138؛ تاريخ ابن عساكر درحالات امام، ج‏3، ص‏14 - 17؛ مصنف ابن ابى شيبه، ج‏6، ص‏348؛ مجمع الزوائد ج‏9، ص‏112؛ كنزالعمال فضائل على بن ابيطالب، ج‏15، ص‏128، حديث 374 و... مراجعه كرد. «ج».
    
    4- محدثين و سيره نويسان اتفاق نظر دارند كه رحلت جانگذاز رسول اكرم(ص) دوشنبه 28 ماه صفر اتفاق افتاده است.
    
    5- به گفته ابن حجر عسقلانى در صواعق، ص‏136. رسول خدا(ص) توجه مردم را به همبستگى كتاب خدا و عترت، در موارد متعدد و گوناگون، از جمله: روز عرفه، روز غدير پس از بازگشت از طائف و حتى در بستر بيمارى جلب نموده است. كه مؤلف از بيان آن طفره رفته است.«ج».
    
    
    
    
    

شهادت امام حسن (ع)


    
    
    
    باز هم مدينه بر خاك سياه اندوه نشسته و سكوتي ژرف، همه جايش را فرا گرفته است. دوباره گرد و غبار بر ديوارهاي گلين خانه ها نشسته است. باد غربت در كوچه باغ هاي خزان زده شهر، خود را به در و ديوار مي زند و آواره مصيبت روح جاوداني صبر، امام مجتبي عليه السلام است.
    

    حسن عليه السلام، اين سيد جوانان اهل بهشت، اين خلق نيكوي محمدي، اين اسطوره صبر و بندگي، در آستانه رواق خون رنگ شهادت ايستاده و با جگري تفتيده از نامهرباني دشمن خانگي اش، عزم پر كشيدن تا بي كران عرش خدا را دارد.
    
    امام حسن (ع) فرزند امیر مؤمنان علی بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان، فاطمه زهرا (س)، دختر پیامبر خدا (ص) است. امام حسن (ع) در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه تولد یافت. وی نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده علی و فاطمه عنایت کرد.
    پیامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصی داشت و بارها می فرمود که حسن و حسین فرزندان من هستند. امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهری را نیز اشغال کرد و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت. در این مدت، معاویه که دشمن سرسخت علی (ع) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگیده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد.
    
    کمالات انسانی
    امام حسن (ع) در کمالات انسانی یادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص) زنده بود، او و برادرش حسین در کنار آن حضرت جای داشتند، گاهی آنان را بر دوش خود سوار می کرد و می بوسید و می بویید.
    از پیغمبر اکرم (ص) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین (ع) می فرمود: این دو فرزند من، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند ( کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند ).
    از خدا طلب بهشت می کرد و به او از آتش جهنم پناه می برد. چون وضو می ساخت و به نماز می ایستاد، بدنش به لرزه می افتاد و رنگش زرد می شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود برای خدا گذشت. در روایات است که امام حسن (ع) در زمان خودش عابد ترین و بی اعتنا ترین مردم به زیور دنیا بود. در سرشت و طینت امام حسن (ع) برترین نشانه های انسانیت وجود داشت.
    
    بیعت مردم با حسن بن علی (ع)
    هنگامی که حادثه دهشتناک ضربت خوردن علی (ع) در مسجد کوفه پیش آمد و مولی (ع) بیمار شد به حسن دستور داد که در نماز بر مردم امامت کند و در آخرین لحظات زندگی، او را به این سخنان وصی خود قرار داد: "پسرم! پس از من، تو صاحب مقام و صاحب خون منی". و حسین و محمد و دیگر فرزندانش و رؤسای شیعه و بزرگان خاندانش را بر این وصیت گواه ساخت و کتاب و سلاح خود را به او تحویل داد و سپس فرمود: "پسرم! رسول خدا دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم . همچنانکه آن حضرت مرا وصی خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مأمور کرده که به تو دستور دهم در آخرین لحظات زندگیت، آنها را به برادرت حسین بدهی". امام حسن (ع) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش، علی علیه السلام با مردم سخن بگوید. آنگاه پس از حمد و ثنای بر خداوند متعال و رسول مکرم (ص) چنین گفت: "همانا دراین شب چنان کسی وفات یافت که گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آیندگان به او نخواهند رسید."
    مردم با شوق و رغبت با امام حسن بیعت کردند. و این روز، همان روز وفات پدرش، یعنی روز بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت بود. پس از بیعت مردم، امام حسن (ع) به ایراد خطبه ای پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بیت پیغمبر (ص) که یکی از دو یادگار گران وزن و در ردیف قرآن کریم هستند تشویق فرمود و آنها را از فریب شیطان و شیطان صفتان بر حذر داشت.
    روش زندگی امام حسن (ع) در دوران اقامتش در کوفه او را قبله نظر و محبوب دلها و مایه امید ساخته بود. حسن بن علی (ع) شرایط رهبری را در خود جمع داشت زیرا اولا فرزند رسول خدا (ص) بود و دوستی او یکی از شرایط ایمان بود.
    امام (ع) کارها را نظم داد و والیان برای شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت. اما زمانی نگذشت که مردم چون امام حسن (ع) را مانند پدرش در اجرای عدالت و احکام و حدود اسلامی قاطع دیدند، عده زیادی ازافراد با استفاده از نفوذ خود به توطئه های پنهانی دست زدند و حتی در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حرکت به سوی کوفه تحریک کرده، ضمانت کردند که هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن علی (ع) نزدیک شود، حسن را دست بسته تسلیم او می کنند یا ناگهان او را بکشند.
    در برابر این عده منافق، شیعیان علی (ع) و جمعی از مهاجر و انصار بودند که به کوفه آمده و در آنجا سکونت اختیار کرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل ثابت کردند.
    امام حسن (ع) وقتی طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایی او را به اطاعت عدم توطئه و خونریزی فرا خواند ولی معاویه در جواب امام (ع) تنها به این امر استدلال می کرد که من درحکومت از تو با سابقه تر و در ا ین امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ!
    و بدین ترتبیب دشمنی و سرکشی از طرف معاویه شروع شد و او بود که با امام زمانش گردنکشی آغاز کرد. معاویه با توطئه های زهرآگین و انتخاب زمان مناسب و ایجاد روح اخلالگری و نفاق، توفیق یافت. او با خریداری وجدانهای پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحیه یأس، مردم سست ایمان را به دور خود جمع کرد و از سوی دیگر، همه سپاهیانش را به بسیج عمومی فرا خواند.
    امام حسن (ع) نیز تصمیم خود را برای پاسخ به ستیزه جویی معاویه دنبال کرد و رسماً اعلان جهاد داد. اگر در لشکر معاویه کسانی بودند که به طمع زر آمده بودند و مزدور دستگاه حکومت شام بودند، اما در لشکر امام حسن (ع) چهره های تابناک شیعیانی دیده می شد مانند حجر بن عدی، ابو ایوب انصاری و عدی بن حاتم که به تعبیر امام (ع) "یک تن از آنان افزون از یک لشکر بود". اما در برابر این بزرگان، افراد سست عنصری نیز بودند که جنگ را با گریز جواب می دادند و در نفاق افکنی توانایی داشتند و فریفته زر و زیور دنیا می شدند. امام حسن (ع) از آغاز این ناهماهنگی بیمناک بود.
    و همین شرایط موقعیتی را فراهم کرد که برای امام (ع) جز "صلح " با معاویه ، راه حل دیگری نماند.
    معاویه وقتی وضع را مساعد یافت به امام حسن (ع) پیشنهاد صلح کرد. امام حسن برای مشورت با سپاهیان خود خطبه ای ایراد فرمود و آنها را به جانبازی و یا صلح، یکی از این دو راه تحریک و تشویق فرمود. عده زیادی خواهان صلح بودند. عده ای نیز با زخم زبان امام معصوم را آزردند. سرانجام پیشنهاد صلح معاویه مورد قبول امام حسن واقع شد، ولی این فقط بدین منظور بود که او را در قید و بند شرایط و تعهداتی گرفتار سازد که معلوم بود کسی چون معاویه دیر زمانی پای بند آن تعهدات نخواهد ماند و در آینده نزدیکی آنها را یکی پس از دیگری زیر پای خواهد نهاد، در نتیجه، ماهیت ناپاک معاویه و عهد شکنی های او و عدم پای بندی او به دین و پیمان، بر همه مردم آشکار خواهد شد و نیز امام حسن (ع) با پذیرش صلح از خونریزی که هدف اصلی معاویه بود و می خواست ریشه شیعه و شیعیان آل علی (ع) را بهر قیمتی که است، قطع کند، جلوگیری فرمود. بدین صورت چهره تابناک امام حسن (ع)، همچنان که جد بزرگوار رسول الله (ص) پیش بینی فرمود بود ، بعنوان "مصلح اکبر" در افق اسلام نمودار شد. معاویه در پیشنهاد صلح هدفی جز مادیات محدود نداشت و می خواست که بر حکومت استیلا یابد.
    اما امام حسن (ع) بدین امر راضی نشد مگر بدین جهت که مکتب خود و اصول فکری خود را از انقراض محفوظ بدارد و شیعیان خود را از نابودی برهاند. پس از چند روز امام حسن (ع) آماده حرکت به مدینه شد. معاویه به این ترتیب خلافت اسلامی را در زیر تسلط خود آورده وارد عراق شد و در سخنرانی عمومی رسمی، شرایط صلح را زیر پا نهاد و از هر راه ممکن استفاده کرد و سخت ترین فشار و شکنجه را بر اهل بیت و شیعیان ایشان روا داشت.
    امام حسن (ع) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشید، در نهایت شدت و اختناق زندگی کرد و هیچگونه امنیتی نداشت، حتی در خانه نیز در آرامش نبود. سر انجام در سال پنجاهم هجری به تحریک معاویه بدست همسر خود (جعده ملعونه) مسموم، شهید و در بقیع مدفون شد.
 

سلام

 

بسم الرب المهدی

 

اللهم عجل الولیک الفرج

 

 

 

 

برنامه این هفته :

 

بعد از هر نماز واجب  یک صفحه قرآن مجید تلاوت کنید.

 

ذکر هفته :

 

صلوات  

 

 

 

عاشورا

2007/1/30

 

« به نام خدای حسین »

 

 

کل يوم عاشورا کل عرض کربلا

 

 

 

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین

 

 

 

اين چه حزني نهفته در نام تو كه بي اختيار،دلها را مي شكند و اشك را در پشت پلك ها بي قرار مي كند؟چه غم شگرفي كه تداعي خاطره مقدس تو بر قلب ها مي نشاند و جگرها را خواه  و ناخواه به آتش مي كشاند؟

آدم(ع) كه براي پذيرش توبه ي خويش خدا را به اسماء الحسني او سوگند مي داد وقتي به نام تو رسيد-يا قديم الاحسان بحق الحسين-بي اختيار دلش شكست و براي اول بار حضور اشك را در چشمها تجربه كرد،از جبرئيل پرسيد كه چه سري است در اين نام كه فرق دل را مي شكافد و آسمان چشم را باراني مي كند؟

آنگاه جبرئيل(ع) مصيبت عاشوراي تو را بيان كرد آدم سير گريست و تازه پي به راز«اني اعلم ما لا تفعلون» خداوند برد.

باري اين گريه دست ما نيست.اختيار اشك در اين مصيبت با ما نيست .ما براي ثواب گريه نمي كنيم،چه كسي مي تواند براي ثواب گريه كند؟ گريه كردن بال بسته مي خواهد،گريه كردن دل شكسته مي طلبد،ما دق مي كنيم اگر براي تو گريه نكنيم.

دل ما از سنگ هم كه باشد در مصيبت تو نه مي شكند كه خون مي شود كدام سنگ را روز عاشورا از زمين برداشتند و دلش را خونين نديدند؟

دل ما چگونه خون نباشد از اين مصيبت جانسوز؟

چگونه مي شود كه تو بر فراز قله حقيقت بايستي  و فرياد بزني « هل من ناصر ينصرني» و ما در حسرت اين چهارده قرن عقب ماندن از كلام تو در حسرت چهارده قرن ديرتر رسيدن به عاشوراي تو در حسرت چهارده قرن ديرتر شنيدن فرياد استمداد تو در خويش مچاله نشويم؟

 

 

 

 

آنها كه يك روز ديرتر به عاشوراي تو رسيدند مگر نه تا آخر عمر در آتش حسرت گداخته شدند؟

اين«يا ليتنا كنا معك» به خدا تعارف نيست،ما چهارده قرن در عدم،از غم اين عقب ماندگي خويش خون دل خورده ايم.تو در پاسخ زينب كه در آخرين لحظات وداع عرضه داشت:«اعزمت للموت» گفته باشي«چگونه عزم مرگ نكند آن كس كه ميان خيل كفار و بي ياور و معين مانده است؟»و ما آتش نگيريم از اين كلام؟

تو به قمر بني هاشم گفته باشي«الان انكسر ظهري و قلت حليتي» و پشت آسمان نشكند و قلب از هم ندرد؟

چگونه ممكن است تو به سكينه گفته باشي :«لا تحرقي قلبي» و قلب ما از آتش نهفته در تك تك حروف اين كلام خاكستر نشود؟

سجاد تو اين معناي آيه فاستقم اين آميزه جهان سوز زنجير و استخوان و صبر بر در دروازه شام  گفته  باشد :«يا ليت امي لم تلدني» و ما از شرم زنده بودن خويش نميريم؟

زينب تو اين آبروي صبر دستهاي استيصال بر سر نهاده باشد و در بلنداي اضطرار ضجه زده باشد كه «اما فيكم مسلم»،و ما بعد از اين سوال جگر سوز زيستن را بتوانيم؟

تو پاره جگر خويش را بر دست گرفته باشي و خون آن عزيز خداوند را به آسمان پاشيده باشي و گفته باشي :«آنچه اين مصيبت را بر من آسان مي كند در نظر معشوق بودن آن است» و ما تحمل اين مصيبت كه بالهاي ملائك را از اشك هايشان تر كرد چگونه بتوانيم؟

دشمن تو –لعنت الله عيله-در آستانه قتلگاه گفته باشد«شغلتني نور وجهه عن التفكر في قتله»و ما... و ما...دلهايمان هميشه شكسته است و اشك در پشت پلك هايمان هماره بي قرار مي كند...

 

 

 

بسم الرب المهدی

 

اعمال دهه اول محرم :

 

از کتاب شریف مفاتیح الجنان

 

اعمال روز اول تا ششم ماه محرم

 

 

 

 

 

التماس دعا

 

 

 

محرم

2007/1/17

 

 

آهاي تو!!………

 

هيئت ها پشت سرهم رد مي شدن. يه عده توی صفهاي هيئتشون زنجيرمي زدن، يه عده پشت سرشون سينه مي زدن وروضه ي علمدارمي خوندن، يه عده  وسط اين صف ها، شهادت اقاشون روباصداي طبل وسنج به همه اعلام مي كردن.يه عده هم براي تماشا اومده بودن،البته نه براي تماشاي يه چيزعادي،اومده بودن تادوباره ارادتشون روبه امامشون تكراركنن.منم يه گوشه اي ايستاده بودم وتماشا مي كردم مثل همه ي اونايي كه اومده بودن براي تماشا.يه دفعه يه صدايي شنيدم، به دوروبرم نگاه كردم،كسي نبوديعني من كسي رونميديدم، ولي صدا خيلي بلند بود.نمي دونم چرابقيه عكس العملي نشون نميدادن.زنجيرزنا زنجيرشون روميزدن ، سينه زناسينه مي زدن ونوحه مي خوندن.مردم هم فقط نگاه مي كردن.

پس اين صدا چيه كه فقط من مي شنوم..هرچي هست خيلي غريبه، ولي آشناست.كم كم دارم مي فهمم؛آره..درست فهميدم!..اين صداي خودمه،داره به خودم نهيب ميزنه..

آهاي تو..تويي كه ادعامي كني اومدي براي امام حسين(ع)عزاداري كني؟تويي كه مي گي اسارت زينب(س) منومي كشه.آهاي تويي كه هميشه مي گي كاش كربلا بودم،امامم رو ياري ميكردم!..تو!!..

با من بود،راست ميگه، من هميشه باخودم مي گفتم اگه من كربلابودم حتما امامم روياري مي كردم.مي گفتم امكان نداشت من مثل اون نامردا

امامم روتنهابگذارم.مي گفتم نمي گذاشتم آقام غريب وتنها بمونه..

مگه دروغ مي گم؛خوب منم دلم مي خواست امامم روميون اونهمه دشمن ياري مي كردم.

معلومه كه دروغه!!..يعني تو واقعا اگه كربلا بودي امام زمانت رو ياري مي كردي؟مطمئني تو هم،تواون تاريكي ،راه صحرا رو انتخاب نمي كردي؟مطمئني اون موقع مثل همونا نمي گفتي:آقا ببخشيد من قرض دارم بايد برم...

ببخشيد اگه من فرداكشته بشم  زن وبچه ي من چيكار كنن؟....

مطمئني مثل اونابهونه نمي آوردي براي رفتن؟بگذريم ازاينكه ان احتمال هم مي رفت كه توسپاه مقابل برعليه امامت شمشيربزني؛  حالا همه ي اينا به كنار؛..

توكه دوست داشتي اون موقع توكربلا بودي وفرياد « هل من ناصر ينصرنی» امامت روباخونت جواب بدي؛خوب گوش كن! صداي فرياد نمي شنوي!..

صدا همون صداي « هل من ناصر » حسين ، تو صحراي كربلاست. خوب گوش كن!همون صداست ولي از حنجر يه حسين ديگه، كه ازنسل همون حسينه،ولي غريب اين كربلاست،خيلي هم غريب ترازاون حسينه.صداي اين حسين هزاروچندساله كه بلنده،ولي خيلي ازگوشابراي شنيدنش كرشدن.مگه تو الان تو كربلاي دنياي خودت نيستي؟مگه صداي فرياد نميشنوي؟

چندبارفريادغربت آقات روشنيدي وجواب دادي؟مگه توپيغام هايي كه برات مي فرستاد،بهت نمي گفت كه براي ظهورم دعا كن؟

نمي گفت:دعاكن بيام تابتونم حق همه ي مظلوماي عالم روازظالمابگيرم،بيام وبه همه ي بدبختي هاپايان بدم،بيام وانتقام خون همون حسيني روكه براش سينه مي زني،بگيرم؟!……

اون ازت نخواسته بري جلوي چند هزاردشمن شمشير بزني وكشته بشي.اون فقط ازت خواسته كه دعاكني.چند بار دعاكردي؟چندبارواقعافقط براي ظهورش دعاكردي؟اگه واقعاباخودت روراست باشي مي بيني كه هر وقت دستات روبراي درخواست چيزي به آسمون بلندكردي،چيزي غيرازظهورآقات بوده!..براي شفاي مريضت دعاكردي،براي برطرف شدن مشكلت دعاكردي،براي حتي،خريدن خونت دعاكردي،براي هزارويك مشكلت دعاكردي ولي براي ظهوراوني كه به اسمش جله مي گرفتي،دعانكردي.تازه خيلي وقتا هم،وقتي حاجتت روميگرفتي،همه چيزروفراموش مي كردي و دوباره توي دنياي پرازفريب وگناهت غرق مي شدي تادوباره يه جايي،كارت گير بكنه وبازبياي پاي سفره ي آقات.

اين رسمش نيست،اينطوري نميتوني وظيفه اي روكه نسبت به اوناداري انجام بدي،وظيفه ي توفقط سينه زدن وگريه كردن براي امامت نيست،وظيفه ت اينه كه به حرفش هم گوش كني،وظيفه ت اينه كه هرروزوهرماه حسيني باشي،نه اينكه توده روزاول محرم كه همه ي دنيابراي امام حسين(ع)عزاداري مي كنن توهم لباس مشكي بپوشي وبه سروسينه بزني وبعدهم،همينكه دهه تموم شد،بشي همون آدم قبلي،آدمي كه به اقتضاي دوره وزمونه ي پرازفسادوگناهي كه داره توش زندگي مي كنه،اعتقادوايمانش روفداي مصلحت بكنه،اونم مصلحتي كه عاقبتش روبه بادمي ده.

چرا چشمات روبه روي حقيقت بستي!..

مگه الان پرپرشدن علي اكبراروتوي ميدون ظلم وفسادنمي بيني؟

مگه الان جون دادن رقيه هاروكنارخرابه هانمي بيني؟مگه الان نمي بيني كه ظالماي زمانت دارن فاطمه هاروبه كنيزي مي برن،ولي هيچ فريادزينبي اي روي سرش خراب نمي شه؟مگه نمي بيني…….                  اينهمه ظلم وفسادرو ………

اگه چشمات روخوب بازكني،همه ي ايناروبه وضوح مي بيني واينو بدون كه،امام زمانت هم،هرروزهمه ي اينارومي بينه وچشم انتظارروزظهوره،تابه همه ي اين بدبختي هاپايان بده..خوب گوش كن!هنوز صداش داره مي ياد..      هل من ناصرينصرني

به خودم ميام،هيئت ها دارن پشت سرهم حركت مي كنن،سينه زنا دارن سينه مي زنن،زنجير زنا زنجير مي زنن،مردم هم تماشامي كنن.همه چيز مثل چند لحظه ي پيشه،بااين تفاوت كه حالايه صداي هل من ناصر ينصرني هم قاطي اين صداهاتوي ذهنم تكرار مي شه..

الان يه ماه ازاون موقع مي گذره.هنوزاون صدارومي شنوم. هرروز بلندترازروز قبلي.توهم گوش كن،حتما ميشنوي!..

توروخدا دستاتون روبلند كنيد وبراي ظهورش دعاكنيد. به نيت ظهورش امن يجيب بخونيد،به نيت ظهورش به جدش صلوات بفرستيد،به نيت ظهورش..

راستي؛خودآقاگفته،براي ظهورم خداروبه عمه ام زينب(س) قسم بديد،چون عمه ام زينب(س) نزدخداخيلي عزيزه..

اللهم عجل لوليك الفرج به حق زينب(س)


 

 

201873.jpg

 

یا حسین!یا حسین!

 

 

 

 

به نام خدای حسین

 

 

 

مرا با اشک نم نم آفریدند

                              مرا با غم دمادم آفریدند

                                       برای گریه در سوگ حسین است

                                                                           اگر ماه محرم آفریدند

 

یا حسین

 

 

 

 

 

 

به نام او و برای او

 

 

 

 

سلام برمهدی 

 

 

 

 

برنامه این هفته :

 

 

 

 

از کتاب شریف مفاتیح الجنان

 

 

 

 

اعمال دهه آخر ماه ذي الحجه

 

 

 

www.4Mobile.Mihanblog.Com

 

 

 

 

به نام او و برای او

 

 

 

 

( یا علی مدد  )

 

 

 

 

 

ولايَه عَلي بن ابي طالب حصني فَمن دخل حصني اَمِنَ من عذابي

 

 

 

 

 

برنامه این هفته :

 

 

 

 

از مفاتيح الجنان :

 

 

 

 

اعمال روز غدير خم

 

 

 

 

۱) روزه ، روزه اين روز كفاره ۶۰ سال و معادل با ۱۰۰۰ حج و ۱۰۰۰ عمره

 

 

 

۲) غسل

 

 

 

۳) خواندن زيارت حضرت اميرالمومنين ( امين الله )

 

 

 

۴) دو ركعت نماز ، بعد سر به سجده گذار و ۱۰۰ مرتبه شكر خدا كند و سر از سجده بردارد

 

 

 

و دعاي ( اللهم اني اسئلك .... ) و باز به سجده رود و ۱۰۰ مرتبه

 

 

 

( الحمدلله ) و ۱۰۰ مرتبه ( شكرا لله ) بگويد .

 

 

 

(‌ در اعمال روز عيد غدير )

 

 

 

 

یا اباصالح ؛ امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی

 

 

با سلام

 

 

برنامه این هفته :

 

 

 

از کتاب مفاتیح الجنان

 

 

 

اعمال روز اول ذی الحجه :

 

 

روز بسیار مبارکی است و در آن چند عمل وارد است ُ اول روزه

 

 که ثواب روزه هشتاد ماه دارد - دوم خواندن نماز

حضرت فاطمه( علیها السلام)

 

 و شیخ فرموده که روایت شده که آن دو تا دو  رکعت است .

 

مثل نماز علی (علیه اسلام) که در هر رکعت حمد یک مرتبه و

 

توحید پنجاه مرتبه و بعد از سلام تسبیح آن حضرت بخواند و بگوید :

 

 

سبحان ذی العز الشامخ المنیف ................

 

 

و در ادامه میتوانید به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه فرمایید ...

 

 

و تاکید در  اعمال روز هفتم و هشتم

 

 

 

به نام خدا

 

 

 

شاید این هفته بیاید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

برنامه این هفته :

 

 

 

 

دحوالارض ( تولد زمین )

 

نشانه

 

بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد" .
گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است . 
در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .
تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :
روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .
روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است .
برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است . 
 روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند. و نیز در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدينه به همراه يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار نفر  از راه شجره به مکه عزيمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .  
و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود .

 

نشانه

 

 

به نام خدا

 

 

تسبیح حضرت فاطمه (س) بعد از هر نماز واجب

 

 

خواندن سوره قدر در روز حداقل یک بار

 

 

دائم الوضو بودن در طول هفته

 

 

 

 

ذکر این هفته :

 

 

سبحان الله

 

 

 

ضمنا برنامه هفته بعد را حتما ببینید و عمل کنید

 

 

 ( توبه. استغفار . عفو . بخشش . دوری از گناه )

 

التماس دعا

 

 

با سلام خدمت تمام منتظران

 

 

برنامه این هفته :

 

 

از کتاب مفاتیح الجنان

 

 

نماز حضرت صاحب الزمان ( عجل الله تعالی فرجه )

 

 

از حضرت باقر ( علیه السلام ) روایت کرده است که هر کس بعد از نماز فریضه

 

 

پیش از آنکه پاهای خود را بر گرداند سه مرتبه این دعا را بخواند خدا گناهان او را بیامرزد

 

 

اگر چه مانند کف دریا باشد :

 

 

استغفرالله الذی لااله الا هوالحی القیوم ذوالجلال والاکرام و اتوب والیه

 

 

 

 

 

 

عهد با امام زمان :

 

 

ذکر این هفته :

 

 

ذکر هدیه به امام رضا ( علیه السلام ) : یا حی یا قیوم 

 
 

يازدهم ذيقعده روز ولادت هشتمين اختر تابناک ولايت, عالم ال محمد, امام علي ابن موسي الرضا رابه تمامی دوستداران و شيعيان ان حضرت تبريک مي گوييم.وازخدای مي خواهِم که دراين روزبزرگ به برکت اين وجود نورانی تمامی رهجويان حقيقت را به سرمنزل مقصود برساند.

 

 

 

 

بسم رب المهدی

ولادت مسعود حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بر همه مشتاقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تبریک و تهنیت باد.

همچنین درگذشت ایت الله حاج میرزا جواد اقای تبریزی از مراجع تقلید عظام رو خدمت همه مسلمین تسلیت عرض مینماییم.

یا فاطمه معصومه سلام الله علیها

التماس دعا

 اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

نام خدا

ارتحال عالم ربّاني حضرت آيت الله العظمي شيخ جواد تبريزي را حضور تمامي دوستان وعاشقان مكتب اهل بيت تسليت عرض ميكنيم .


 


 

انّا لله  و انّا اليه راجعون


 

 بازهم حوزه  علميه وجهان تشيّع داغدار شد ه ودر سوگ يكي از طلايه داران اين اين مذهب راستين به سوگ نشسته است (از وبلاگ شيعه مذهب برتر)


 

آيت‌الله حاج ميرزا جواد تبريزي از مراجع عظام جهان تشيع دوشنبه شب در تهران و در بستر بيماري جهان فاني را وداع گفت و به جوار رحمت ايزدي شتافت. (از وبلاگ پيامبر اعظم)


 

آيت الله شيخ جواد تبريزي در سال 1305 شمسي در شهرستان تبريز در خانواده‌اي مذهبي چشم به جهان گشودند... در سال 1323 ش در سن هجده سالگي تحصيل علوم ديني را آغاز نمودند و... (از وبلاگ كلام آشنا)


 

براي شادي روح آن مرحوم و علو درجاتش صلوات و فاتحه بفرستيد.